..... یه وجب چهار انگشت فکر همه چیو کرده بودم الا خنجر از پشت
دارم میرم بدون تو فقط نگو ساده گذشت بگو که عمرشو گذاشت واسه همون که برنگشت
تو شوکم تو شوک رفتن یه دفعت نه تو آدمشی نه من آدم بد
اونی که گفته بود همیشه با منه توی تنهاییا یهو قیدمو زد
انتظار بیدار و گیتار منم بذار فاصله دوریتو داد بزنم
گفتی اونکه یه لحظه رو باخته تویی اونکه عمری تو لحظه ها سوخته منم
باشه تو توهمت میمونم همین الان که سرد سردی
تو خیالم با منی اما پیشم هیچ وقت برنمیگردی
باشه دل خوش میشم به یادت تو با عکسای توی جیبت
یه روز اسمم کنار اسمت حالا جاش من یه نقطه چینم
من چقدر ساده دل به تو داده بودم تو چه ساده تر از دل من کندی
اینو هرجا که هستیو هستمو هست چشماتو روم دیگه داری میبندی
بی تو بودن و موندن خوندن روندن عادتمه حالا این شده روزگار سیاه من
دلخوشیم روز و شب شده فکر چشات تو خیال قشنگ با تو پر زدن
مقصر
عمری چشمو گوشو بستم تو اینم ندید گرفتی ساده بودم که ندیدم به همین سادگی رفتی
من خسته که هنوز تو شک رفتن تو بودم دیدمت با یه غریبه نیمه جون شده وجودم
بشمور این دقیقه ها رو که دارم دیوونه می شم آرزوت دستای من نیست داره کنده میشه ریشم
کدوم از ما بهترونی قلبتو قلفتی کنده مگه کشتن به چی میگن؟این خودش یه قتل عمده
عمری خواستی و گرفتی من که خواستم دل بریدی هر چی یادگار گذاشتی رفتی و آتیش کشیدی
یادمه روزای اول که هنوز کهنه نبودم مثل پروانه میچرخید دور چشمای کبودم
وقتی نو میاد به بازار کهنه زود میشه دل آزار کهنه رو باید ردش کرد این برام همینه تکرار
اون که مرد احساس من بود ....
زندگیم که اونو سوزونده ....
اون که مرد احساس من بود ....
نمی شناسمت
یه مهمونی گرفتم با خاطراتت الان همین الان میدونم فکرت همینه الان
با هر نفس میخوای که بازم برگردی پیشم با عرض پوزش شرمنده من دیگه خامت نمیشم
جو نگیرتت هیچکی مثل من عاشقت نمی شه هیچکی مثل من اینقدر کوچیک دلت نمیشه
جو نگیرتت از من این همه خوبیا که دیدی عرضه داشتی باقی راه هیچ وقت نمی بریدی
بی من میمیری دیگه اینو چشمای خیس تو میگه
برگشتنی نمیشم میبینی تا تو باش پای کسی نشینی
دیگه بسه ....
دیگه بسه.....
دیگه بسه منو دیوونه کنی مثل خودت
دیگه بسه.....
دیگه بسه ....
دیگه بسه.....
دیگه بسه منو دیوونه کنی مثل خودت
دیگه بسه.....
سرمو برد
این همه دل شکوندمو جوونی کردم باز به خیالم هنره عین یه مردم
می بردم و می بریدم دل جلو روم بود کل کل و کل خوابوندنامم آرزوم بود
آخریا دل به دل یکی سپردم جوری که نفهمه داشتم از عشقش میمردم
اما یواش یواش اومد دست منو خوند بند دلم شد با نگاهش منو ترسوند
دلمو برد سرمو برد
دلمو برد سرمو برد دلمو برد سرمو برد دلمو برد سرمو برد دلمو برد سرمو برد
از عشق اون میمردم وقتی که گول میخوردم
منی که شدم آواره بی عشق و بی ستاره
حالا این دفه راستی راستی باز میخورم یه دستی
دل میزنم به دریا راه دلم رو بستی آخه راه دلم رو بستی
دلمو برد سرمو برد